مي سوزم تا تو شمع مجلس باشي
"هر شب تنهايي" را نرويد نبينيد.نه به خاطر آنچه درباره اش مي گويند يا نقدهايي كه ازش خوانده ايد. كه مثلا آن لحظه هاي همراهي ليلا حاتمي با دخترك كشدار است و طولاني. نه به خاطر آن انشا خواني بي روحش روي صحنه ها كه اعصابتان را به هم مي ريزد. و نه به خاطر تمام آن به به و چه چه ها در باب معنا بخشي به مذهب و بصري كردن لايه هاي دروني اعتقاد ,ايمان يا هرچي. به خاطر نگاه هاي حامد بهداد كه بدجور گير مي اندازتتان. كه مي آيد تا آن ور ديوارهاي سالن دنبالتان مي كند تا توي خانه مي نشيند سر طاقچه روي مبل. چراغ را هم كه خاموش كنيد خودش را جا مي كند زير پتو كه يادتان بياندازد عاشقي چه چيز خوب دردناكي است. كه "دچار بايد بود"...
+ نوشته شده در سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۸ ساعت 23:15 توسط نسیم
|
می دانی ولوج چه زمانی است؟